الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

44

ضياء القلوب ( فارسى )

و در اين نظر است زيرا كه در اين اخبار بجا آوردن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين نماز را به جماعت مذكور نيست گويا كه گمان برده است از قول زيد كه فجعل بعضهم يتنحنح ليخرج اليهم اين را كه انتظار ايشان بيرون آمدن حضرت را به واسطهء آن بوده است كه نماز را به جماعت بجا آورند . و در اين نظر است چه ممكن است كه انتظارشان خروج حضرت را از براى آن باشد كه بجا بيارند نمازى را كه امر به آن كند يا نمازى كه ببينند كه آن حضرت بجا مىآورد به اعتبار ندانستن ايشان به آنچه متعلق است به اين شب . و اين بعيد نيست زيرا كه بسيارى از صحابه سؤال نمىكردند از آن حضرت پيش از حاجت ، گويا حكم جميع شبها را سؤال نكرده بودند تا محتاج نباشند به انتظار . و يا از قول ابو ذر كه ان الرجل اذا صلى مع الامام حتى ينصرف حسب له قيام ليله و يا از لفظ تبادر آن خبر اين گمان را كرده است . و اين دو هم دلالت بر جماعت ندارند و خبر ابو هريره در نهايت ظهور است در عدم جماعت زيرا كه اگر نماز در زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به عنوان جماعت بود هرآينه قول او كه فتوفى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و الامر على ذلك دلالت بر استمرار جماعت مىكرد ، و در اين وقت مر قول او كه : و صدرا من خلافة عمر وجهى نداشت . و با اين حاشيهء « مشكاة » كه نوشته شده است بر قول ابو هريره كه على ذلك دلالت دارد كه محشّى « مشكاة » هم از خبر فهميده باشد آنچه ما فهميديم ، و آن